محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1404

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

نگزيرد نيز به اين معنى است « 1 » . نبشلد - [ به وزن نگسلد ] يعنى نچسبد و دوسانيده نشود . مثالش ابو شكور گويد : بيت كه بىداور اين داورى نگسلد * و بر بىگنه هيچ بد نبشلد « 2 » مع الراء ناگوار - يعنى تخمه و امتلاء [ 1 ] . و « 3 » ناگوار بمعنى مأكولى كه مقبول طبيعت و گوارنده « 4 » نباشد نيز آمده . مثال اين معنى حكيم سنائى فرمايد : بيت اى عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول * زين هواهاى عفن زين آب‌هاى ناگوار * ناهار - بمعنى گرسنه و ناشتا باشد . مثال هر دو لغت را [ 2 ] زينتى گويد : بيت از سخاى تو ناگوار گرفت * خلق را يكسر و منم ناهار و در مؤيد الفضلاء « 5 » بمعنى كاهش و گدازش تن نيز آمده و در نسخهء ديگر نهار به اين معنى آمده [ 3 ] و ناهار همين بمعنى اول آمده و بس . نسر - [ بكسر نون و فتح سين ] سايبانى باشد كه بر سر كوه از چوب و خاشاك سازند . مثالش شمس فخرى گويد : بيت ملك در تاب آفتاب ستم * سازد از عدل او هميشه نسر و استاد رودكى نيز [ گويد ] : بيت دور ماند از سراى خويش و تبار * نسرى ساخت بر سر كهسار

--> ( 1 ) - اين جمله از « غ » و « ك » است . ( 2 ) - « س » : نيشكد . ( 3 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 4 ) - « س » : كورنده . ( 5 ) - « س » : وناها در مؤيد الفضلاء . ( 1 ) در برهان بمعنى طعام ناپخته در معده و كنايه از مردم بدرزق و نادلچسب نيز هست . و اما معنى اخير را ندارد . ( 2 ) يعنى لغت : ناهار و ناگوار . ( 3 ) در برهان نيز چنين است .